ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

883

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

برد آن شهزاده كاو تاج سر شاهنشهان * از سر شاه جهان برداشت تاج سرورى نايب سلطان اعظم حضرت عبّاس شاه * آن‌كه در رسم جلالش سيرت پيغمبرى صارم اعدا شكار او به روم و روس كرد * آنچه اندر خيبر و صفّين حسام حيدرى بس غزا با كافران بودش عزيز از تيغ او * خوارتر ترساى روسى از يهود خيبرى در شكار جرگهء كفّار كردى پردلى * در قرار احمد مختار كردى ياورى خواستى فارغ شهنشه را زِ حزم و عزم و رزم * شه به بزم عيش او دائم به نظم لشكرى در خراسان تيغ او كرد آنچه كرد افراسياب * كردى ار بودى ز جان افراسيابش چاكرى داشت در دل عزم توران و هرى كز حادثات * در جناب ثامن آل‌عبا شد بسترى كارداران قضا دست از عمل برداشتند * روح قدسى شد ز جسم نازنينش اسپرى نعش پاكش را در آن و الا مكان كردند دفن * حبّذا خوش زندگانى مرحبا نيك اخترى بهمنى رفت از ميان اسفنديارى از جهان * اى دريغ آن يال و كوپال و شكوه و سرورى زين عزا بر سر فلك را تودهء خاكستر است * زين عنا در بر ملك را جامهء نيلوفرى